
لینکدونی آسان دانلود : مطالب جالب و خواندنی از سراسر وب
:: نخستین عمل پیوند با استفاده از عضو ساخته شده از سلولهای بنیادی (323)
:: گزارش تصویری از عمل سزارين با هيپنوتيزم (557)
:: سایت تخصصی ماهیگیری ورزشی (1535)
:: رستوارانی به شکل بیمارستان (1950)
:: تصاویری خنده دار از جرج بوش (2397)
:: چطور از شر رمز BIOS خلاص شویم؟ (2112)
:: جدیدترین تصاویر از اخراجی ها دو (2295)
:: بی ام و سری هفت از نوعی کاملا منحصر به فرد (1806)
:: آرشیو عکس دو میلیون قطعهای مجله لایف (1697)
:: كارگاه صابون سازي در شهر مراغه (1573)
:: بوت ويستا در کمتر از ۴ ثانيه ! (1533)
:: نکاتی برای بهبود عملکرد باتری های نوکیا (2133)
:: یک قفسه زیبا به شکل ساعت پاندولی (1602)
:: آیتالله مکارم شیرازی به سوالات شرعی با SMS پاسخ میدهد (2216)
:: ۲۰ قسمت از بدن که احتیاجی به آن نداریم (1711)
:: ۵۰ راه ساده برای بدست آوردن مشترکان خوراکی بیشتر (1763)
:: پیزوریها: شوخی با گلشیفته فراهانی و بالاترین (1939)
:: نگاه طنزآلود «جهان سوپر اوباما» به سیاست آمریکا (1871)
:: خداحافظی اوباما با گوشی محبوبش (2054)
» ادامه - آرشيو لينکدوني ... » دريافت كد لينكدوني

“استنلی اسپکتر” کودکیست نابغه که ستارهی مسابقات حضور ذهن تلویزیون است و پاسخ هر سوالی را میداند، جز اینکه چگونه باید مهر پدر را به دست آورد. “ریک اسپکتر” قادر به نظم بخشیدن به زندگی خود نیست و با بهرهگیری از نبوغ فرزندش زندگی میکند. “ارل پارتریج” به علت ابتلا به سرطان با مرگ دستوپنجه نرم میکند و آخرین آروزیش برقراری ارتباط با پسر گمشدهاش است. “لیندا” به خاطر پول با “ارل” ازدواج کرده، اما اکنون که شوهرش در حال مرگ است، دریافته که دلباختهی اوست. “فرانک مککی” در تلویزیون فنون دلربایی از زنان را آموزش میدهد و در اوج بازیهای مردانهاش است تا این که سرانجام خود را با خانوادهاش رودررو میبیند. “دانی اسمیت” ستارهی مسابقههای تلویزیونی حضور ذهن دههی 1960 است که اکنون به سختی درگیر شغلی در یک فروشگاه لوازم برقی است و به خیالبافی دربارهی عشق و دلدادگی میپردازد. “جیمی گیتور” مجری مسابقههای تلویزیونی و نمادی از ارزشهای خانوادگی، و نقطهی مقابل تصویری است که از او ارائه میشود. “رز گیتور” که همیشه به شوهرش وفادار بوده، اکنون در انتظار شنیدن آخرین و هولناکترین اعترافات اوست. “کلودیا ویلسن گیتور” اشباع شده از کوکایین و غرق در تلویزیون، تنها در پی یافتن کسیست که حقیقت را برایش بازگو کند. “سرکار جیم کورینگ” افسر دستوپاچلفتی و دلسوز لسآنجلس در جریان یک تحقیق معمولی دل میبازد. “فیل پارما” پرستار خانگی و موجودی وظیفهشناس است که آرزویش رساندن “ارل پارتریج” و پسر گمشدهاش به همدیگر است. “دیکسن” هنرمندی معترض و در حال شکوفایی یا شاید هم شاعری خیابانیست که چشم و زبان همسایگانش است. یک روز معمولی را در درهی سنفرناندو (درهای در شمالغربی لسآنجلس) سپری میکنیم. اینها شخصیتهای اصلی “ماگنولیا” را تشکیل میدهند: پدری در حال مرگ، همسری جوان، یک پرستار مرد، پسری مشهور و گمشده، افسر پلیسی عاشق، کودکی نابغه، نابغهی پیشین، مجری تلویزیون و دختری از خود بیگانه. این شخصیتها از گذر حوادث، شانس، اعمال انسانی، زمینههای مشترک، تاریخ گذشته و تقدیر آسمانی در هم میآمیزند و روزی در نقطهی اوجی فراموشنشدنی، زندگیشان به هم گره میخورد.

“پل تامس اندرسن” (Paul Thomas Anderson) متولد اول ژانویهی 1970 در کالیفرنیای امریکاست و جالب اینکه در همانجایی بزرگ شده که “ماگنولیا” در آن میگذرد؛ یعنی درهی سنفرناندو. او در نوجوانی شیفتهی فیلمسازی شد و فعالیتش را با دستیاری در فیلمهای تلویزیونی و ویدیویی در لسآنجلس و نیویورک آغاز کرد. پس از همکاری در تولید چند فیلم مستقل کوتاه، اولین فیلمش “داستان دیرک دیگلر” (The Dirk Diggler Story) را در هجده سالگی و در سال 1987 ساخت. در 1992 با فیلم کوتاه “سیگارها و قهوه” (Cigarettes & Coffee) که با دوربین قرضی فیلمبرداری شده بود، توجه همه را به خود جلب کرد و توفیق فیلم باعث شد اولین فیلم بلندش را در کارگاه فیلمسازی “انستیتو ساندنس” بسازد. “جفت چهار” (Hard Eight) که در 1996 به نمایش درآمد، ماجرایی از عشق، انتقام و رستگاری در نوادا بود با شرکت “فیلیپ بیکر هال”، “جان سی رایلی”، “ساموئل ال جکسون” و “گوئینت پالترو”. این فیلم به دلیل اجزای پیچیده و روانشناسی حیرتانگیز انسانیاش تحسین شد و مجلهی فیلم “کامنت” اندرسن را خوشآتیهترین فیلمساز 1997 معرفی کرد. یک سال بعد دومین فیلم اندرسن، “شبهای عیاشی” (Boogie Nights) این پیشبینی را تایید کرد. فیلم با شرکت “مارک والبرگ”، “جولین مور”، “برت رینولدز”، “جان سی رایلی” و “فیلیپ بیکر هال” ساخته شد و مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و نامزد سه جایزهی اسکار شد. اندرسن که در هر دو فیلم بلندش در مسیری غیر قابل پیشبینی به سراغ تابوها رفته بود، خیلی زود به عنوان نویسنده و کارگردانی که فیلمهای پرمخاطره تهیه میکند، مشهور شد. روابط پیچیدهی میان شخصیتهای متعدد فیلمهایش و تحریک شدید احساسات طیف وسیعی از مخاطبان، او را به عنوان فیلمسازی با دیدگاه سینماییای بینهایت شخصی و متمایز از دیگران شناساند و مشوق فیلمسازان بسیاری شد که سعی در ایجاد تحول در صنعت سرگرمیسازی بزرگسالان داشتند. “شبهای عیاشی” موفق به دریافت جایزهی بهترین کارگردان نوپای “انجمن منتقدان فیلم بوستون” و جایزهی بهترین فیلمنامهی “انجمن قلم غرب ایالات متحده” شد. “ماگنولیا” سومین اثر پل تامس اندرسن نیز نامزد دریافت اسکار بهترین فیلمنامهی اصیل و برندهی خرس طلای جشنواره برلین در سال 1999 شد. فیلم سال 2002 او با نام Punch-Drunk Love که خود از آن به عنوان یک زنگ تفریح یاد میکند، برندهی جایزهی بهترین کارگردانی از جشنواره کن، انجمن منتقدان فیلم تورنتو و بهترین فیلمنامهی از جشنواره گیخون شده است. در سال 2007 نیز ساختهی خیرهکنندهی او، “خون به پا خواهد شد” (There Will Be Blood) نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم شد و “دنیل دی-لوییس” برای بازی در نقش اول فیلم، اسکار بهترین هنرپیشه را از آن خود کرد.

“ماگنولیا” سومین فیلم بلند پل تامس اندرسن و طولانیترین فیلم او تاکنون، و در عین حال مکمل دو فیلم قبلی اوست. اولین فیلم اندرسن، “جفت چهار” (101 دقیقه) در برزخ سرسراهای قمارخانهها و اتاقهای هتلها به بررسی جدی و عمیق زندگی گروهی چهار نفره میپرداخت. “شبهای عیاشی” (155 دقیقه) دومین فیلمش حکایتگر سرگشتگی انسانها، استیصال و آرزوهای بربادرفتهشان در پشت صحنهی تولید فیلمهای مستهجن بود (با شش شخصیت محوری)، و بالاخره “ماگنولیا” با زمانی در حدود سه ساعت و ده دقیقه، و با بیش از ده شخصیت اصلی، کاملترین و انجامیافتهترین فیلم این سهگانه است. “ماگنولیا” در مقیاسی کوچک نشاندهندهی جامعهی امریکاست، با نه داستان درهم تنیده شده، که هر یک در روزی آرام و ابری در جنوب کالیفرنیا رخ میدهد. در فیلم شاهد هرگونه رویداد دیوانهواری هستیم، که در نهایت زنجیرهای از حوادث کاملا اتفاقی را شکل میدهند. والدین و فرزندان، خشم و بخشش، تلویزیون و زندگی واقعی، اندوه و از دست دادن، شانس و اراده و آفتاب و توفان در این روز با یکدیگر در تصادم هستند و در نهایت از میان این زنجیرهی حوادث به پدیدهای غیر قابل تصور منتهی میشوند (باریدن قورباغه از آسمان!). اما عصارهی اندیشهی اندرسن همچون دو فیلم قبلیاش در لفافهای از ضعفهای انسانی پیچیده شده، ضعفهایی که منجر به ایجاد هرج و مرجی جهانشمول شده است. در “جفت چهار” گروهی چهار نفری که هیچکدام سرپناهی نداشتند به دنبال ایجاد وابستگی و تشکیل خانواده بودند (خانوادهی جایگزین) اما این خانوادهی تازه تشکیل شده دوامی نیافت. این خانوادهی جایگزین به شکلی بزرگتر، پیچیدهتر و انجامیافتهتر در “شبهای عیاشی” تصویر شد. روی سخن اندرسن در هر دو فیلم با کسانی بود که محبت و علاقهی خود را در حقیقت از کسی به کسی دیگر منتقل کرده بودند و از کجا معلوم که سود برده بودند یا زیان؟

“ماگنولیا” همهی عناصر فیلمهای قبلی اندرسن، خودباختگی و مسخ انسانها، روابط افسار گسیخته، متلاشیشدن کانونهای خانواده و… به اضافهی استعمال موارد مخدر، غرقشدن در رسانهها و نقش احتمالات در سرنوشت آدمی را در خود دارد. “ماگنولیا” ظاهرا طرح مشخصی ندارد، هر چند مجموعهای از عناصر نظیر پسرانی که به دنبال پدران خود هستند یا پدرانی که در جستوجوی بخشش هستند و هزاران عنصر برانگیزانندهی دیگر را به کار گرفته است. اندرسن در سومین فیلمش اپرایی باشکوه خلق کرده که او را دوباره به عنوان جسورترین فیلمساز معاصر هالیوود مطرح میکند. این نمایش مملو از حوادث غیر مترقبهی تقدیر و سرنوشت و احتیاج و عشق در روابط انسانی و ادیسهی اخلاقی زندگی انسان معاصر است. “ماگنولیا” در آخرین سال هزارهی قبلی ساخته شده و در واقع از نظر ساختاری و سبک، کاملترین و غمگنانهترین قصهی پستمدرن معاصر است. فیلم چنان داستان بههمپیچیدهای را از تقابل آدمیان و ذهنیات درونیشان روایت میکند که برخی حتی برای درک بهتر آن، نمودار روابط انسانی کشیدهاند:

یکی از دلایل عمدهی توفیق اندرسن نه استعداد، بلکه خودسازی است. او در “ماگنولیا” بار دیگر ثابت میکند که یکی از زیرکترین و نکتهسنجترین نویسندگان معاصر و دارای چشمی تیز و نکتهبین در بررسی موقعیت انسان معاصر است. شیوهی خاص و پرانرژی او در کار با بازیگران و گفتوگوها، فوقالعاده است. نمونهایترین این صحنهها، تکگویی درخشان “دانی اسمیت” دربارهی پوچی زندگی در یک بار دخمهمانند است. مثل دو فیلم قبلی اندرسن که با وسواس تمام طراحی و فیلمبرداری شده بود، “ماگنولیا” نیز از نظر طراحی صحنه و لباس و فیلمبرداری، در حد کمال است. فیلم متعلق به دورانی خاص و مکانی خاص است. دورانی که فردیت، ازخودبیگانگی و نفوذ رسانهها در آن موج میزند. “رابرت الزویت” نیز در سومین همکاریاش با اندرسن در فیلمی بلند تمام توان خود را به کار گرفته تا رنگها و سایهها را به کنترل خود درآورد. تضاد بین رنگ سرد آبی تلویزیون و رنگهای گرم دکوراسیون منازل و تن انسانها، یادآور رنگهای گل “ماگنولیا”ست (گلهای ماگنولیا غالبا منفرد و انتهایی هستند و آرایش آنها از نوع مارپیچی-حلقوی است…و “اندرسن” چه استفادهی هنرمندانهای از نام این گل برای فیلمش کرده است). رنگهای سبز، قهوهای و سفید ملایمی که نوعی حس زمان و لحظه را تداعی میکنند و در عین حال همپای شخصیتهای فیلم عمیقتر میشوند و بافت غنیتری مییابند.

“ماگنولیا” آغازی غیرمنتظره دارد. سه واقعهی خشونتآمیز که با گفتار متنی که بر روی آن میآید، نقش شانس و تصادف را در زندگی و سرنوشت آدمی یادآوری میکند. ظاهرا هیچکدام از شخصیتهای فیلم مایل به انجام بعضی کارها نیستند، اما اتفاقهای سلسلهوار و گریزناپذیری که پیش میآید، آنها را وادار به رویارویی با گذشته، حال و نزدیکانشان میکند. “ماگنولیا” در پی فریفتن تماشاگر نیست، امید بیهوده به او ارزانی نمیکند و جذابیت آن نیز برای مخاطب در همین نکته نهفته است. برای تماشاگر فرهیختهتر نیز ساختار موزائیکگونهی رویدادهایی که به زیبایی هر چه تمامتر پرداخته و در کنار هم چیده میشوند تا در نهایت به شکل قطعهای منسجم درآیند، کافی است. “ماگنولیا” مانند “شبهای عیاشی” از قضاوت دربارهی شخصیتها سر باز میزند و در عوض این امکان را فراهم میکند تا شخصیتهای فیلم از پرتگاههای لغزندهی خودساخته سقوط کنند تا برخورد شدید آنها با زمین را نمایش دهد. “ماگنولیا” با بازی درخشان “تام کروز” (که قبول چنین نقشی در کارنامهاش پس از “چشمان کاملا بسته” ریسکی بزرگ محسوب میشد)، “جولین مور”، “جان سی رایلی”، “فیلیپ بیکر هال” و “فیلیپ سیمور هافمن” اثری قابل توجه، نمایشی بیباکانه است.
دانلود - 700 مگابايت - لينك مستقيم | کیفیت : DVDRip
بخش اول - بخش دوم - بخش سوم - بخش چهارم - بخش پنجم - بخش ششم - بخش هفتم - بخش هشتم
دانلود - 700 مگابايت - مهلت دانلود 10 روز
دانلود زير نويس فارسي
دانلود زير نويس انگليسي
پسورد فايل زيپ : www.downloads.ir
اطلاعات بيشتر
لينک منبع
» Leatherheads 2008
» The Edge Of Heaven 2007
» مرد بارانی Rain Man 1988
» خانه ای از شن و مه 2003 House of Sand and Fog
» زیبایی امریکایی 1999 American Beauty
» سهگانهی پدرخوانده The Godfather Trilogy
» بیدارشدنها 1990 Awakenings
» بابل 2006 Babel
» مسیر سبز 1999 The Green Mile
» پارانوید پارک 2007 Paranoid Park
» بیست و یک 2008 21
» بهار، تابستان، پاییز، زمستان…و بهار 2003
» ویل هانتینگ نابغه 1997 Good Will Hunting
» بادبادکباز، (2007) The Kite Runner
Copyright © 2005-2008 AsanDownload™ Design: Mahdi Hosting : Poshtiban
تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي آسان دانلود محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد



