
لینکدونی آسان دانلود : مطالب جالب و خواندنی از سراسر وب
:: کول دیسک از دست رفته شاید که باز گردد (90)
:: سادهترین راه برای داشتن یک فرم ارتباطی در وبلاگ (57)
:: 5 ترفند برای کاهش مصرف RAM مرورگر فایرفاکس (58)
:: آموزش کامل بلاگر؛ معرفی همه ی بخشها، تنظیمات، امکانات (53)
:: لیام، هرکول جیبی! (88)
:: ویدئوی تبلیغاتی عجیب مایکروسافت با شرکت بیل گیتس! (104)
:: نانسی عجرم با دندانپزشک خود ازدواج کرد (1037)
:: با Socialbrowse، دیگر به تنهایی وبگردی نمیکنید! (301)
:: 13 عکسی که با سرعت بالا گرفته شدهاند (851)
:: گزارش تصویری از هفته مد توکیو (475)
:: متهم به هرزه نگاري كودكان در ايران دستگير شد (565)
:: اولین آیینه چوبی جهان (394)
:: هلیکوپتر جاسوسی برای ضبط تصاویر هوایی (380)
:: زیباترین پوسته ها برای مرورگر گوگل کروم (293)
:: :: پک انیمیشن حاوی 48 انیمیشن برتر تاریخ سینما (1761)
:: شکار مار در آفریقا (610)
:: چه بخوریم؟ چقدر بخوریم؟ (280)
:: راهنماي اوقات شرعي شهرهاي ايران (298)
:: تشخیص چهره، ویژگی جدید پیکاسا (388)
» ادامه - آرشيو لينکدوني ... » دريافت كد لينكدوني

“حس ششم” (The Sixth Sense) در سال 1999 توسط “نایت شیامالان” (M. Night Shyamalan) نوشته و کارگردانی شد. فیلم پسربچهای را به تصویر میکشد که میتواند ارواح مردهها را ببیند اما به دلیل اقتضای سناش از در میان گذاشتن این راز با دیگران امتناع میورزد و با این مشکل به تنهایی دست به گریبان است. “مالکوم کرو” دکتر روانشناسی که نقش آن را “بروس ویلیس” (Bruce Willis) بازی میکند، در تلاش است پرده از اسرار “کول” بردارد و به نوعی با این کودک ارتباط برقرار کند… کارگردان فیلم، “نایت شیامالان” میگوید: “حس ششم بر مبنای ترس انسانهای واقعی، بچههای واقعی و بزرگسالان واقعی ساخته شده است. ترس از دست دادن، ترس از ناشناختهها، ترس از داشتن توانایی و قدرتی که کمک میکند با آنچه که در پشت پرده قرار دارد، روبرو شویم و در آخر ترس از ندانستن احساسات درونیمان و واقعیات…”. فیلم در سال 200 نامزد 6 اسکار بود اما هیچیک را به دست نیاورد.

در سال 1987 “جری لاندگارد” که یک دلال خودرو است، با استخدام دو نفر و پرداخت 80 هزار دلار، از آنها میخواهد تا همسرش را بربایند تا به این ترتیب بتواند از پدر همسرش که بسیار ثروتمند است اخاذی کند. اما “جری” در عین این نقشهی جسورانه، باطنی ضعیف و ترسو دارد. نقشهی “جری” به خوبی و طبق برنامه پیش نمیرود و قتلها یکی پس از دیگری اتفاق میافتد… “فارگو” در سال 1996 توسط برادران “کوئن” ساخته شد. گرچه در ابتدای فیلم ذکر میشود که ماجراهای فیلم بر اساس واقعیت هستند، اما بعدها “جوئل کوئن” اشاره کرد که فیلمنامه را بر اساس مجموعهای از قتلهای رخ داده نوشتهاند و سپس آن را با داستانهای ساختهی ذهن خود آمیختهاند. “جوئل” میگوید: “اگر تماشاچی فکر کند که یک ماجرای واقعی را در فیلم میبیند، میتوانیم چیزهایی را در فیلم بیاوریم که در حالت عادی از قبول آنها سربازمیزند!” فیلم در سال 1996 جایزه بهترین کارگردانی را برای “کوئن”ها از جشنواره کن به ارمغان آورد. همچنین “فارگو” نامزد 7 اسکار بود که دو اسکار را برای بهترین فیلمنامهی اصلی و بهترین هنرپیشهی زن در نقش اول (فرانسیس مکدرمند) به دست آورد.

“فرانکی چهارانگشتی” به همراه سه نفر دیگر از یک جواهرفروشی یهودی دزدی میکنند. در میان جواهرات دزدیده شده، یک قطعه الماس 86 قیراطی نیز وجود دارد. “فرانکی” قصد دارد آن را به “پسرعمو آوی”، دلالی نیویورکی بفروشد. او سر راهاش در لندن به توصیهی یکی از همکاراناش برای خرید اسلحه، سراغ “بوریس تیزه” (معروف به “بوریس ضد گلوله”)، یک مامور سابق KGB میرود. “بوریس” که از وجود الماس و علاقهی مفرط “فرانکی” به قمار آگاه شده، سعی دارد با کشاندن او به محل شرطبندی غیرمجاز، الماس را برباید. برای این کار به سراغ “سال”، صاحب سیاه پوست یک مغازهی گروبرداری میرود. “سال” با دوستاش “وینی” که سگی ناآرام دارد و “تایرون” چاقترین رانندهی فرار، به سراغ “فرانکی” میرود. در همین زمان “ترک”، یک کارگزار خردهپای مسابقات مشتزنی غیرمجاز و شریکاش “تامی”، دچار مخمصه شدهاند و خود را در مقابل “کله آجری”، یکی از کلهگندهترین تبهکاران لندن و برگزارکنندهی مسابفات غیرمجاز بوکس، متعهد میبینند، چون مشتزن گردنکلفت آنها “جورج خوشگله” توسط یک کولی لاغراندام ایرلندی به نام “میکی اونیل یک مشتی” آسیب سختی دیده است… “گای ریچی” کارگردان سرشناس انگلیسی، “قاپزنی” را در سال 2000 به سینماها آورد. فیلم شاید بتوان گفت از همه جهت یک کمدی-جنایی کامل است، اما آن چه بیشتر برجسته مینماید، دیالوگهای استثنایی و بینظیری است که در مواقع غیرمنتظره به کار رفتهاند، ضمن اینکه بازی تک تک بازیگران در حد عالیست و در این بین نیز حضور “برد پیت” و لهجهی غلیظ کولیهای انگلیسی که او به کار میبرد، شاید شاخصترین و بهترین اجرای او در فیلمهای اخیرش باشد.

یکی از ماموران ادارهی پلیس شهر بوستون به اسم “بیلی کاستیگان” (با بازی “لئوناردو دیکاپریو”) از سوی دو تن از فرماندهاناش یعنی “کاپیتان کوئینان” و “سرجوخه دیگنام” ماموریت پیدا میکند تا به صورت ناشناس در تشکیلات یک باند گنگستری بسیار مهم و خطرناک که رهبری آن برعهدهی فردی به اسم “فرانک کاستلو” (با بازی “جک نیکلسون”) است نفوذ نماید تا خبرهای آنجا را به ادارهی پلیس منتقل کند. از سوی دیگر یکی از افراد مهم و وفادار به “کاستلو” به اسم “کالین سالیوان” (با بازی “مت دمون”) به عنوان یک پلیس به ادارهی پلیس شهر میپیوندد تا برای “کاستلو” خبرچینی کند. پس از گذشت مدتی از این اتفاقات “بیلی” پی میبرد که گنگسترها یک جاسوس در ادارهی پلیس دارند و “کالین” نیز از سوی دیگر متوجه میشود فردی در تشکیلات آنها برای ادارهی پلیس جاسوسی میکند. با این وجود “کالین” و “بیلی” از ماموریت و هویت واقعی همدیگر اطلاعی ندارند و هر کدام در تلاشاند تا هرچه زودتر فرد جاسوس را به دام بیندازند… شخصیتپردازی عالی براساس فیلمنامهی مستحکم و بینظیر، به همراه بازی بازیگران کارکشته و موسیقی بهیادماندنی موجب شد تا استاد فضاسازی برای فیلمهای جنایی، “مارتین اسکورسیزی” در 64 سالگی یکی از بهترین فیلمهای این ژانر را خلق کند. “The Departed” در مراسم اسکار نیز خوش درخشید و تقریبا تمامی اسکارهای مهم از جمله بهترین فیلم سال، بهترین کارگردانی و بهترین تدوین را از آن خود کرد.

“راجر تورنهیل” (با بازی “کری گرانت”) یک مدیر تبلیغات است که جاسوسان دشمن او را اشتباها کاپلان، یک مأمور مخفی خیالی سازمان ضدجاسوسی امریکا فرض میکنند. اوضاع آنچنان برای “راجر” گره میخورد که نمیتواند به پلیس رو بیاورد. زنی به نام “ایو” (با بازی “اوا مری سنت”) در این بینابین، وارد ماجرای تعقیب و گریز “راجر” میشود تا داستان پیچیدهتر از قبل جلوه دهد… “شمال از شمال غربی” اثر کلاسیک و ماندگار “هیچکاک” در سال 1959 ساخته شد. فیلم در همان سال نامزد سه اسکار شد اما هیچیک را به دست نیاورد.
Copyright © 2005-2008 AsanDownload™ Design: Mahdi Hosting : Poshtiban
تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي آسان دانلود محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد



